تصمیم میگیری ازین به بعد زود بخوابی
ساعت ده شب میری تو رختخواب
تا ۵ صبح بدون اینکه خوابت برده باشه تو جات غلط میزنی
بعد خسته و نا امید از بیخوابی میری سراغ آرام بخش
دو تا دیاز پام ۱۰ رو با ی لیوان آب میخوری
و ....
ساعت ۳ بعد از ظهر چشاتو وا میکنی و میری سراغ گوشیت
که زیر بالش جامونده و رو سایلنت بوده
اس ام اس داشتی :
معلومه امروز کدوم گوری هستی ؟ مورانو داره ?جذابه ؟ آره ؟؟؟؟ ) -x
با خونسردی میخندی و ..... هه !!
پ.ن : نکته بسیار مهم : کامنتهای بی ربط به پست تایید نمی شود !
زن : عاشقتم ٬ باور کن
مرد : محاله ! تا مثل بسنتی رو شیشه واسم نرقصی باور نمیکنم !
من که با پی گپ ۲ وبلاگ وب گپ بسیار موافقم ... شما چطور ؟
آقای برند پوش کراوات زده با اصرار و با تکیه بر مدرک دکترای روانشناسیش !
منو قانع میکنه که بپذیرم
فرزندان تمام صفاتی رو که دارند از پدر و مادر به ارث بردند و شاید هم الگو برداری
میکنند اگر چه به غلط !!!
منم بخاطر اینکه تو دلش بیشتر جا کنم خودم رو موافق نشون میدم
و صدامو نازک میکنم و میگم :
اتفاقا همین مطالب شما رو تو " روانشناسی شخصیت " دانشگاه
خوندم و با موفقیت و نمره ی بالا اون واحد رو پاس کردم !
بعد خواستگار با خوشحالی از موفقیت در امر و اجرای پروسه مخ زنی بنده ٬ ادامه میده :
بطور مثال ٬ همه میدونن که من دروغگویی و قلدری رو از بابام به ارث بردم و
بعد از خوردن ناهار به تقلید از بابا با صدای بلند آروغ میزنم !!!
و بازم مثل بابا به مامانم میگم ضعیفه !!!!

l>