تبليغاتX
wait بیقراری های یک زن
یکشنبه هفدهم آبان 1388 ساعت 2:53
 

تصمیم میگیری ازین به بعد زود بخوابی

ساعت ده شب میری تو رختخواب

تا ۵ صبح بدون اینکه خوابت برده باشه  تو جات غلط میزنی

بعد خسته و نا امید از بیخوابی میری سراغ آرام بخش

دو تا دیاز پام ۱۰ رو با ی لیوان آب میخوری

و ....

ساعت ۳ بعد از ظهر چشاتو وا میکنی و میری سراغ گوشیت

که زیر بالش جامونده و رو سایلنت بوده

اس ام اس  داشتی :

معلومه امروز کدوم گوری هستی ؟ مورانو داره ?جذابه ؟ آره ؟؟؟؟  ) -x

با خونسردی میخندی و  ..... هه !!

 

پ.ن : نکته بسیار مهم : کامنتهای بی ربط به پست  تایید نمی شود !

 

 

نوشته شده توسط ... ,
شنبه شانزدهم آبان 1388 ساعت 15:36
 

 

زن : عاشقتم ٬ باور کن

مرد : محاله ! تا مثل بسنتی رو شیشه واسم نرقصی باور نمیکنم !

 


 من که با پی گپ ۲  وبلاگ  وب گپ  بسیار موافقم ... شما چطور ؟

 

 

نوشته شده توسط ... ,
جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 15:50
 

 آقای برند پوش کراوات زده با اصرار و با تکیه بر مدرک دکترای روانشناسیش !

 منو قانع میکنه که بپذیرم

فرزندان تمام صفاتی رو که دارند از پدر و مادر به ارث بردند و شاید هم الگو برداری

میکنند اگر چه به غلط !!!

منم بخاطر اینکه تو دلش بیشتر جا کنم خودم رو موافق نشون میدم

 و صدامو نازک میکنم و میگم :

اتفاقا همین مطالب شما رو تو  " روانشناسی شخصیت " دانشگاه

خوندم و با موفقیت  و نمره ی بالا اون واحد رو پاس کردم !

بعد خواستگار با خوشحالی از موفقیت در امر و اجرای پروسه مخ زنی بنده  ٬ ادامه میده :

بطور مثال ٬ همه میدونن که من دروغگویی و قلدری رو از بابام به ارث بردم و 

 بعد از خوردن ناهار به تقلید از بابا با صدای بلند  آروغ میزنم !!!

و  بازم مثل بابا به مامانم میگم ضعیفه !!!!

 

 

نوشته شده توسط ... ,
جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت 2:21
 

تو

 کجایی

تا

شوم

من

قاتلت ؟ ها ؟

 

 

نوشته شده توسط ... ,
 
انواع شمارشگرها وابزار تحلیل ترافیک وب سایت l>